"هیروشی تاکامورا" همسری به نام "هاتسونو" و پسری به نام "آکیرا" دارد. روزی از روز ها دوست قدیمی هیروشی، "ایسوکه اوکیاما" به زادگاهش باز می گردد و وقتی هیروشی از گذشته ایسوکه باخبر می شود، تصمیم می گیرد که در ادامه با جدیت به کار فعلی اش مشغول شود و حواسش بیشتر …