آنا در زندان متوجه میشود که مادرش در سیاتل درگذشته است. مسئولان زندان به او یک مرخصی سه روزه میدهند تا در مراسم تدفین مادرش شرکت کند. آنا سفر طولانی خود را به سیاتل آغاز میکند. از سوی دیگر، هون یک مهاجر کرهای است که به عنوان همراه پولی کار میکند و اکنون ا…