روزی یک تولهسگ به خانه آکاری میآید؛ دختری که تازه دوازده ساله شده و پس از بیمار شدن ناگهانی مادرش، به سختی تلاش میکند تا قوی به نظر برسد. او بلافاصله عاشق تولهسگ میشود و به خاطر پنجههایش که به نظر میرسد جوراب سفید پوشیدهاند، نام او را «ساکس» (جوراب) می…