پسرعمو بیگ از بریتانیا به خانه بازمیگردد تا همسری پیدا کند و سر و سامانی بگیرد. او پیش از این دوست مهاجر غیرقانونیاش، ما، را از بریتانیا بیرون کرده بود و هنوز حسابهایشان با هم تسویه نشده است. اما همه این مسائل زمانی کنار گذاشته میشوند که آنها نه با یک، نه…