گروهی از دانشجویان که برای دزدیدن یک جام قهرمانی به یک باشگاه بولینگ محلی رفتهاند، به طور تصادفی یک جن موذی را آزاد میکنند؛ روحی سادیستی و کوچک که هیولاها را خلق میکند و عاشق زنان جذاب است.
صفحه 2
گروهی از دانشجویان که برای دزدیدن یک جام قهرمانی به یک باشگاه بولینگ محلی رفتهاند، به طور تصادفی یک جن موذی را آزاد میکنند؛ روحی سادیستی و کوچک که هیولاها را خلق میکند و عاشق زنان جذاب است.
نوجوانی در میامی امروزی یک چراغ جادو پیدا میکند و غولی از آن بیرون میآید که ۲۰۰ سال خواب بوده است و برای قدردانی، چندین آرزوی این پسر را برآورده میکند.
پل بالتیتود، مرد بازرگان، در حال فرستادن پسرش دیک به یک مدرسه شبانهروزی است. او در حالی که یک سنگ جادویی از هند را در دست دارد، آرزو میکند که کاش دوباره جوان بود. آرزوی او بلافاصله برآورده میشود و این دو نفر بدنهایشان با یکدیگر عوض میشود. آقای بالتیتود به…
پيرمرد نجارى به نام « ژپتو » آرزو مى كند كه كاش عروسك چوبى اش، با نام « پينوكيو » تبديل به پسرى واقعى مى شد. يك پرى جادويى « پينوكيو » را زنده مى گرداند ؛ اما اين آغاز دردسرهاى « ژپتو » است...
28 عنوان، صفحه 2 از 2