سام کلیتون قلب مهربانی دارد و دوست دارد به افراد نیازمند کمک کند. در واقع، او آنقدر به کمک کردن به دیگران علاقه دارد که اغلب خودش بیپول میشود و نمیتواند به خانوادهاش برای خرید چیزهای مورد نیازشان، مانند خانه، کمک کند.
صفحه 5
سام کلیتون قلب مهربانی دارد و دوست دارد به افراد نیازمند کمک کند. در واقع، او آنقدر به کمک کردن به دیگران علاقه دارد که اغلب خودش بیپول میشود و نمیتواند به خانوادهاش برای خرید چیزهای مورد نیازشان، مانند خانه، کمک کند.
سال 1938، جنگ خاتمه پیدا کرده است اما استن که مسئول حفاظت از یک سنگر بوده هنوز از این قضیه مطلع نشده است. در همین هنگام الیور، همرزم سابق استن، عکس وی را در یک روزنامه می بیند و ...
داستان در یک محله شهری در طول یک تابستان بسیار گرم اتفاق میافتد، جایی که ساکنان آن به عنوان نمادی از جامعه چندفرهنگی و نه چندان ایدهآل آمریکا به تصویر کشیده میشوند. در این میان گفتگوهای بیهوده، شایعات، حسادت، نژادپرستی و خیانت جریان دارد و ناگهان اما نه چند…
پروفسور گریگز که در کالج تدریس میکند، حقوق کافی برای گذران زندگی دریافت نمیکند؛ همسایه دیواربهدیوار او، اولسن که یک کفاش موفق است، پول و غذای فراوان دارد، در حالی که خانواده گریگز تقریباً هیچ چیز ندارند. وقتی فیل وست، دانشجوی ثروتمند پروفسور، عاشق آملیا، دخ…
100 عنوان، صفحه 5 از 5