سزار یک کافه را در بندر مارسی اداره میکند و پسر ۲۳ سالهاش، ماریوس، به او کمک میکند. فانی و ماریوس که از دوران کودکی با هم دوست بودهاند، عاشق یکدیگرند، اما ماریوس اشتیاقی پنهان به سفر دارد؛ صدای سوت هر کشتی، شوق سرزمینهای بیگانه را در دل او زنده میکند. وق…