بالاراجو، کدخدای روستا، به همراه همسرش بیبی، دو پسرش چاندراسخار رائو و بنگاری و دو دخترش زندگی میکند. او به چاندراسخار کمک میکند تا پزشک شود و یک بیمارستان محلی میسازد. در روز افتتاحیه، چاندراسخار با معشوقهاش کائوسالیا که او هم پزشک است به خانه بازمیگردد.…