بیرجو یک جوان است که با مادرش، پدرش و خواهرش زندگی می کند، آنها در یک خانواده ی سطح نسبتا بالا زندگی می کنند، پدرش میخواهد که او با احساس مسئولیت به زندگی خود ادامه دهد و ...
صفحه 47
بیرجو یک جوان است که با مادرش، پدرش و خواهرش زندگی می کند، آنها در یک خانواده ی سطح نسبتا بالا زندگی می کنند، پدرش میخواهد که او با احساس مسئولیت به زندگی خود ادامه دهد و ...
«سیدارت» (امیر خان) یک بوکسر تازه کار است، که گذراندن وقت با دوستانش را به کار کردن ترجیح می دهد. برادر بزرگتر او برای یک تبه کار مشهور کار می کند. سیدارت با دختری بنام «آلیشا» (رانی) آشنا می شود و فیلم در مورد داستان عشق سیدارت و آلیشا، و همینطور اصلاح شدن سی…
داستان فیلم درباره بازرس پلیس وظیفه شناس و وطن پرست “عمر دانجی” ( امیرخان ) میباشد که هدفش نابودی تبهکاران و خلافکاران هست و که در این راه به مشکلات زیادی برخورد میکند…
" آجی" که پسری تنها است. عاشق دختری می شود که پدرش رئیس یک گروه جنایتکار است, او سعی می کند تاسرنوشت خود را تغییر دهد و دراین راه از عشق خود و هدف خود برای صلح استفاده میکند ...
عمن ( سانجی دات ) پسری فقیر، معلول و یتیمی است که از کودکی با آکاش ( سلمان خان ) دوستی صمیمی دارند و به همین دلیل پدر و مادر آکاش عمن را به فرزندی قبول میکنند، پس از گذشت چند سال عمن و آکاش هردو به یک دختر علاقمند میشوند و....
داستان فیلم در مورد «راجا» (امیر خان) پسری می باشد که به همراه خانواده اش زندگی سخت و فقیرانه ای را در هند می گزرانند. راجا به کالج می رود و در آنجا....
زندگی و مرگ «گاندی» (کینگزلی)، وکیل هندی که مبارزات استقلال طلبانه ی مردم کشورش را به پیروزی می رساند …
"شانگر" عرازل اوباشی که در کلبه ای به همراه همسره باردارِ خود "گاندا" زندگی می کند ، روزی او دست به دعای "شیوا" (خدای هندوستان) می شود و یک فرزند صالح طلب می کند که او در ازای این خواسته ، جرم جنایت را ترک می کند ، طولی نمی کشد که "گاندا" دارای یک پسر می شود و…
«آناند» (خانا) که به سرطان مبتلاست، تصميم مي گيرد از باقي مانده ي روزهاي عمرش نهايت لذت را ببرد. «دکتر بهاسکار» (باچان) که درمان و مراقبت از «آناند» را به عهده دارد، کتابي درباره ي او مي نويسد که برنده ي جايزه ي ادبي سال مي شود. مراسم اهداي جايزه آغازگر روايتي…
پس از زندگی در بنارس، "آپو" ده ساله به همراه مادر خود به خانه دایی خود در دهکده ای کوچک بنگالی نقل مکان می کنند. "آپو" به مدرسه رفته و پس از مدتها فارغ التحصیل شده و بورسیه کالجی در کلکته را بدست می آورد. او خانه را ترک می کند اما مادرش با ترک او در هم می شکند…
"رانبیر راج" یتیم که کفشهای مندرس ژاپنی،شلواری انگلیسی،کلاهی روسی و قلبی هندوستانی با خود دارد به بمبئی سفر می کند تا آینده خود را بسازد.او مدال طلای خود را گرو گذاشته و با پول حاصل از آن قمار می کند اما شکست خورده و همه چیزش را از دست می دهد.او در ساحل با "وی…
1,115 عنوان، صفحه 47 از 47