یک بسته جادویی از طریق پست به دست اندی پاندا میرسد.
صفحه 111
یک بسته جادویی از طریق پست به دست اندی پاندا میرسد.
یک دارکوب (وودی) مدام به سقف خانه اندی پاندا و پدرش نوک میزند. پدر خانواده تصمیم میگیرد جلوی او را بگیرد.
ملوان زبل در نمایش رومئو و ژولیت در تئاتر اسفناج جایگزین بلوتو شده است (و نقش ژولیت را البته اولیو بازی میکند)، که این موضوع باعث تعجب و ناراحتی شدید بلوتو میشود. بلوتو هر کاری از دستش برمیآید برای خراب کردن نمایش انجام میدهد، مانند روشن کردن دستگاههای بر…
مسابقه برای کسب امتیاز راهآهن ایالتی آغاز شده است: رقابت میان آنیون پاسیفیک با رانندگی ملوان زبل و سادن پاسیفیک با رانندگی بلوتو است. برنده یک بوسه از اولیو جایزه میگیرد!
پدر ۹۹ ساله ملوان زبل قبول نمیکند که برای کمک به ملوان زبل در ساخت کشتی خیلی پیر شده است. ملوان زبل به او میگوید یک طرف کشتی را بسازد در حالی که خودش طرف دیگر را میسازد؛ اما طرف پپی بسیار خراب و نامرتب از آب درمیآید. او هنگام کمک برای برافراشتن دکل به خواب…
اولیو نامهای خداحافظی برای ملوان زبل میفرستد: او دیگر از ملوانها خسته شده و حالا به دنبال گاوچرانهاست؛ او به غرب و به مزرعه «بار وان» رفته است. ملوان زبل بلافاصله برای پیدا کردن او به آنجا سفر میکند و متوجه میشود که بلوتو اداره آنجا را بر عهده دارد.
پدر پیر ملوان زبل میخواهد شبها بیرون برود. ملوان زبل میخواهد او بخوابد.
یک شکارچی خرس برای «پورکی» داستان شکاری مربوط به ۳۰ سال پیش را تعریف میکند: خرسی که طعم تنباکوی جویدنی او را چشید و برای به دست آوردنش او را تعقیب کرد؛ شکارچی هم به جای از دست دادن تنباکو، با دستهای خالی به جنگ خرس رفت. یا حداقل، این روشی بود که او داستان را…
مجموعهای از شوخیهای کوتاه کمدی که هوانوردی و فیلمهای هوانوردی را به سخره میگیرند. این شوخیها شامل چتربازی است که روی چترش نوشته شده «خوب تا آخرین قطره»، شوخیهایی درباره گسترش مرزهای شهری لسآنجلس و هجویهای از خلبانان آزمایشکننده و شجاعت آنها.
ویلوبی، یک سگ تازی بزرگ و نادان، بارها توسط جورج روباه فریب میخورد و کارهایی مثل پریدن از روی صخرهها را انجام میدهد.
المر فاد در حین شکار خرگوش، با باگز بانی مواجه میشود که او را فریب میدهد و اذیتش میکند.
مجموعهای از شوخیهای کوتاه بر اساس داستانهای غاز مادر.
یک سفرنامه عجیب و غریب ما را به جنگلهای یوسمیت، صخرههای برایس کنیون، دشتهای یخزده آلاسکا، بیابانهای نیومکزیکو، گرند کنیون، رودخانه کلرادو و درختان غولپیکر سرخچوب کالیفرنیا میبرد.
تلفیقی از داستان سه خرس و شنلقرمزی که به سبک کمدی و خاص تکس آوری روایت میشود.
وقتی ملوان زبل به اولیو اویل میگوید که صبح روز بعد از او خواستگاری خواهد کرد، اولیو خواب میبیند که چهار پسرشان خانه را به آشوب میکشند و ویران میکنند.
شب کریسمس است و اسنیفلز مصمم است بیدار بماند تا بابانوئل را ببیند. کاری که اصلا آسان نیست.
دونالد در حال شستن شیشههای یک برج مرتفع است؛ پلوتو دستیار اوست که طناب سکو را میکشد و سطلها را پر میکند، اما بیشتر وقتش را به خوابیدن میگذراند. درست زمانی که بالاخره کارها به خوبی پیش میرود، دونالد مرتکب اشتباه بزرگی شده و یک زنبور را آزار میدهد.
دونالد با یک قایق کایاک به سفر میرود. وقتی به محل کمپ خود میرسد، قایق را خالی میکند، با صندلی تاشو خود کلنجار میرود و به خواب میرود. در این میان، سنجابهای جنگل که با صدای قارقار او جذب شدهاند، تمام آذوقه فراوانی را که او بیدقت رها کرده بود با خود میبر…
دونالد و برادرزادههایش کارکنان یک ایستگاه آتشنشانی هستند. هوی، دوی و لویی که از خروپفهای دونالد کلافه شدهاند، زنگ خطر آتشنشانی را به صدا درمیآورند. طولی نمیکشد که دستوپاچلفتیبازیهای دونالد خود ایستگاه آتشنشانی را به آتش میکشد. آنها با شنیدن صدای آ…
اولیو اویل ماهی قرمز خانگی جدیدش را به کشتی ملوان زبل میآورد، اما ماهی از تنگ خود به بیرون و درون دریا میپرد. اولیو ملوان زبل را تحت فشار میگذارد تا به دنبال آن برود.
کمپانی میستری پیکچرز به دنبال یک بدلکار میگردد. نخودچی به همراه ملوان زبل راه میافتد، اما ملوان زبل او را به خانه میفرستد. ملوان زبل بخشهایی از بدلکاریهای خود را به کارگردان نشان میدهد و او را تحت تأثیر قرار میدهد؛ وقتی میخواهد آخرین حلقه فیلم را بگذ…
دکتر بلوتو برای کاوش به تاریکترین نقاط آفریقا سفر میکند. ملوان زبل که در وطن مانده است، گزارشی رادیویی میشنود مبنی بر اینکه بلوتو گم شده است و با یک کلک چوبی برای پیدا کردن او به دریا میزند.
اولیو برای تولد ملوان زبل یک تولهسگ به نام یوجین جیپ میفرستد، اما با وجود تلاشهای فراوان ملوان زبل برای خواباندن او در بیرون از خانه، این تولهسگ مدام راه خود را به داخل خانه پیدا میکند. یک قسمت نادر از ملوان زبل بدون اسفناج.
ویلیام تل تیری پرتاب میکند که با فاصلهای اندک از کنار ملوان زبل رد میشود، سپس به ملوان زبل میگوید که به تازگی پسرش را در یک حادثه ناگوار تیراندازی از دست داده است. تل سپس در مقابل فرماندار بزرگ ایستادگی میکند و به او دستور داده میشود که سیبی را از روی سر…
2,819 عنوان، صفحه 111 از 118