آصلی، نِکو، اینجی، چینار و چپراز یک گروه خلافکار هستند. اینجی برای یک کار آخر پول شرکت را میدزدد؛ نگهبان امنیتی متهم شده و میمیرد. با احساس گناه شدید، او قصد دارد خود را به پلیس معرفی کند، اما متوجه میشود حامله است.
آصلی، نِکو، اینجی، چینار و چپراز یک گروه خلافکار هستند. اینجی برای یک کار آخر پول شرکت را میدزدد؛ نگهبان امنیتی متهم شده و میمیرد. با احساس گناه شدید، او قصد دارد خود را به پلیس معرفی کند، اما متوجه میشود حامله است.
"ماوی" یک سرآشپز که با والدین طلاقگرفتهاش زندگی میکند، بیکار است و برای کار به رستوران "آسیم عزیزاوغلو" میرود. شرط استخدام او این است که با "پلین" نوهٔ لوس و مدلدار خانواده، دوست شود. ماوی این پیشنهاد را میپذیرد و وارد ماجراهای تازهای میشود و ...
دو عاشق سابق در دهلی تلاش میکنند شعلههای عشق قدیمی را دوباره زنده کنند، که منجر به سوءتفاهمها و فریبهای طنزآمیز میشود. در حالی که آشفتگیها ادامه دارد، یک عاشقانهٔ جدید و غیرمنتظره شکل میگیرد. چه کسی در میان این هرجومرج به پایان خوش خود خواهد رسید؟
خانوادهٔ کلر، شامل والدین و سه فرزند بزرگسالشان، تصمیم میگیرند تعطیلات کریسمس را با یک کشتیگردش در رودخانههای اروپا و بازدید از بازارهای کریسمس سپری کنند. هر یک از فرزندان درگیر چالشهای شخصی خود هستند و این سفر فرصتهای تازهای برای مواجهه با مشکلات و نزدی…
فرشتههای کریسمس که معمولاً تنها کار میکنند تا روحهای سرنوشتساز را در تعطیلات کنار هم قرار دهند، ناگهان با هم جفت میشوند. اما سبکهای متضاد آنها و جرقهٔ غیرقابل انکار عشق میانشان، مأموریتشان را پیچیده میکند و ...
پس از ده سال جدایی، "روان" اتاق خالی خود را به "مَگ" اجاره میدهد؛ زنی که خود را «جادوگر پیر» میداند و وسواس او نسبت به روان به یک مواجههٔ مرگبار تبدیل میشود و ...
با اینکه لیو و دنیل اخیراً در رابطهٔ خود وقفهای ایجاد کردهاند، تصمیم دارند خانوادههایشان را با هم برای کریسمس دور هم جمع کنند. بنابراین آنها تصمیم میگیرند به برنامهٔ اولیهشان پایبند بمانند و وانمود کنند که هنوز با هم هستند تا تعطیلات را پشت سر بگذارند.
"ونسا میفیلد" بیوه یک نظامی، در حالی که به دنبال انگشتر خانوادگی گمشدهاش میگردد، با یک عتیقهفروش به نام "بن میلر" آشنا میشود. این دو به زودی دوستی عمیقی را شکل میدهند که میتواند به یک رابطه عاشقانه نفسگیر تبدیل شود، اما درست قبل از کریسمس خبری تکاندهند…
"کَسیدی" رئیس یک کالج کوچک است که زندگیاش وقتی مختل میشود که تازهواردان تیم فوتبال وارد خانهاش میشوند. آیا لوگان، مربی خوشتیپ، میتواند اوضاع را آرام کند و تنشها را حل کند؟
یک زن خاص به شغل رؤیاییاش در یک معدن زغالسنگ دست پیدا میکند، اما پس از انجام عمل، با یک باور خرافی قدیمی روبهرو میشود که حضور زنان را در تونلهای زیرزمینی معدن ممنوع میداند و ...
63,091 عنوان، صفحه 195 از 6310
لینک توی حافظه کپی شد، حالا میتونی توی نرمافزار دانلودت بچسبونیش.
کپی خودکار انجام نشد، متن بالا رو دستی انتخاب و کپی کن.